سید محمد آتشی٬تولد :ابرکوه،۱۳۵۴ش
آثار :
کاشی های ساده ـ( مجموعه ی شعر ـ انتشارات آدنا ـ تهران ـ ۱۳۷۸ )
رودخانه ی اشیا ـ ( مجموعه ی شعر ـانتشارات نقش خورشید - اصفهان ـ۱۳۸۱ )
یادهای شعله ور ـ (مجموعه ی نثر ادبی ـ انتشارات نقطه ـ یزد ـ ۱۳۸۱ )
از جبهه ی گل سرخ ـ (مجموعه ی شعر - انتشارات خورشید باران ـ تهران ـ۱۳۸۳ )
عطر سنجد ـ ( مجموعه ی داستان ـ انتشارات علم نوین ـ یزد ـ۱۳۸۳ )
می گوید:«دوست دارم شنونده دست دراز کند ومیوه های شعرم را بچیند.»
تنبورزن
از این دریا به آن دریا
دربازی موج و طوفان
آمیزه ی عشق و نفرت بود.
راستی تنبور زن
شادمانیت کی خط خورد؟
کسی که سوی من قدم زده، ببین پیاده است
سلام خوب همنوازمن هوا چه ساده است!
همیشه بوده ام درانتظارگام آشنا
کنارراه و غافل ازکسی که ایستاده است
غروب جاده های ده برای من تکیده اند
نگاه نقره ای میان دشت اوفتاده است
به پنجره، به باورم، به آیه ها رسیده ام
دوچشم سبزمن کنون پرازغبارجاده است
سلام می کنم به دست های پر تپش، سلام
سلام خوب همنواز من، هوا چه ساده است!
