در زندگی زخم هایی است که مثل خوره ، روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد . این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد ، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد ، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی کنند.
*****
زندگی با خونسردی و بی اعتنایی صورتک هر کسی را به خودش ظاهر می سازد ، گویا هر کسی چندین صورت با خودش دارد - بعضی ها فقط یکی از این صورتک ها را دائماً استعمال می کنند که طبیعتاً چرک می شود و چین و چروک می خورد . این دسته صرفه جو هستند - دسته ی دیگر صورتک های خودشان را برای زاد ورود خودشان نگه می دارند و بعضی دیگر پیوسته صورتشان را تغییر می دهند ، ولی همین که پا به سن گذاشتند ؛ می فهمند که این آخرین صورتک آنها بوده و به زودی مستعمل و خراب می شود ، آن وقت صورت حقیقی آنها از پشت صورتک آخری بیرون می آید.